ما خود شکستهایم
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:26
بسم رب الرفیق با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی ما خود شکستهایم چه باشد شکست ما سعدی پ.ن هرجا که هست بی تو نباشد نشست ما
از هرچه خطا رفت
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:26
بسم رب الرفیقزوال پ.ن هزار استغفار! سعدی
نگران، دلواپس، عذرخواه (نامه ای به مخاطبین)
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:26
بسم رب الرفیقسلام مخاطبینِ جان؛در طول سالیانی که اینجا فعالیت داشتم و برای دلم نوشتم، هموارهxa0سعی داشتم که با شما رو در رو نشم و از شما فاصله بگیرم. و حتما شما هم متوجه این موضوع شده اید. دلایلش را بگذ
من و این گُر گرفتگی ها
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:26
بسم رب الرفیقسعی کن تنور دلت همیشه روشن باشه! شده گداخته ای کوچک زیر خروارها خاکستر! اینجوری همیشه بهانه ای هست برای زنده بودن!+ هزار آتش و دود و غمست ونامش، عشق مولانا
دیدم کنار صحن نشسته ست مادری
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:26
بسم رب الرفیق دکتر نشست و گفت: که امروز بدتری!پس از خدا بخواه که طاقت بیاوری بابا نگاه کرد به بالا و خیس شدمادر سپرد بغض خودش را به روسری گفتند: " نا امید نشو! ما نمرده ایماینبار می بریم تو را جای بهت
که جانها همه پروانهی اوست
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
بسم رب الرفیققبل از خواندن این پست، به «که عالم همه دیوانۀ اوست» رجوع کنید!+ولی به نظرم این جواب هم قابل توجیه هست و نمیتونه جواب کاملی باشه. چه بسا همون علم کلی به فدا شدن در راه، کافی باشه و در طول تاریخ ازینگونه فداکاری ها بسیارxa0بوده. درسته که مسئله ای به این اندازه پاک و بی اشکال و خدایی و بی ...
پریشان حالی یا دغدغه های بیست و چندسالگی
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
چه بی گناه
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
بسم رب الرفیقچند شبی هست که ذهنم رو مشغول کرده. یک بیت شعر، از حافظ. یکی که نمیدونم کیه تووی خوابی که نمیدونم در چه موردی بود، خوندش. تووی خواب گفتم از خواب بیدار شم و یادداشتش کنم که یه وقت از یادم نره! توو خواب!!پرده رو کنار میکشم و پنجره رو باز میکنم. هوای خوبی شده. دیروقته و جز گاه و بی گاه رد ش...
ز راه اوفتادهایم
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
بسم رب الرفیقچند قدمی مونده تا ضریح، سرم رو که میارم بالا با کودک چند ماهه ای چشم توو چشم میشم. یه لبخند شیرین روی لباشه که لبهام رو مجبور میکنند تغییر حالت بدن. پدرش هرچقدر صداش میکنه و بشکن میزنه که حواسش رو بده سمت دوربین، بی اعتنا، به لبخندش و نگاه چفت شده ش در نگاه من، ادامه میده.از ضریح که جدا...
یار مفروش به دنیا
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
بسم رب الرفیق با یکی از رفقا نشسته بودیم و داشت منو در امر خطیر ازدواج :) راهنمایی میکرد. بحث سر انتخابای عقلانی و سنجیده بود. اینکه بدونی واقعا توقع داری همسر آینده ات چه مدلی باشه و چه خصوصیاتی داشته باشه. تا بحث رسید به اینجا که گفت: مواظب باش یه چیزی که خیلی ها بهش دقت نمیکنند اینه که گاهی یه خص...
که با تو هرچه هست میرود
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
بسم رب الرفیقپ.نمرو!پ.ن.2برای شما و کسی که تا همیشه از داشتنش محرومم.
ناگهان کم میشود
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
بسم رب الرفیقاز نماز فارغ شدم. رکعت اول یک حمد و آیت الکرسی و رکعت دوم یک حمد و ده إنّا انزلنا و بعد از سلام یک صلوات و هدیه به روح میت. به پوچی دنیا فکر میکنم. به کوتاهی عمر. به ناگهانی بودن رفتن آدم ها. کسایی که هیچوقت فکرش رو هم نمیکنی.هیچ وقت سوسیس کالباس و نوشابه نخورد! نهxa0وای فای و نه کامپیو...
هیچ کس نیست؛ تنهایی خودم میرم
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
بسم رب الرفیقتنهایی مقوله ای نیست که بشه بهش عادت کرد؛ نهایت میشه باهاش کنار اومد. ینی هرچقدر هم که تنهایی یکی باشه مثل مسواک زدن های هر شب، صبحانه های هر صبح، درس های روتین هر روز، و اتوبوس های خستۀ هر عصر، باز یه جایی که نفست گرفت خودش رو نشون میده. از پشت میزنه روی شونه هات و انگار دهنت برای هزار...
سر خود گرم میکنم
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
بسم رب الرفیق سر خود گرم میکنم چندیست گاه با روضه، گاه با حافظ هرکه را دیدم از رفیقان گفت کربلا میروم خداحافظ +این پست مال سال پیشه. همین ایام.نوشتمش ولی دستم نرفت رو دکمه انتشار. یه سال منتظر بود تا منتشر بشه. انگار میدونست امسال هم مثل سال گذشته، نویسنده در بی لیاقتی قوطه وره! خدایا شکرت. همین که ...
عند ذکر الصالحین
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 13:24
بسم رب الرفیقمیای میشینی توو مجلس، مجلس که تموم میشه. به خودت میگی راستی فلانی که بهم اون حرف نامربوط رو گفته بود رو بیخیالش بشم. حتما عصبانی بوده و یه مشگلی داشته یه دفه یه چیزی از دهنش پریده. نیازی به تلافی و اینا نداره که. اصلا دیدمش هم به روش نمیارم.رحمت که شاخ و دم نداره؛ همین ینی تنزل الرحمه.....
خبرت هست
-
تاریخ: 1397/3/15 ساعت: 9:34
بسم رب الرفیقغبارگرفته! آره این عبارت خوبیه، غبارگرفته! شایدم کدر؛ در هر حال باید جوری باشه که وقتی جلوی آینه وایسادی نتونی خودت رو واضح ببینی. فقط یه شکل تار و ناواضح.شاید هم بشه جور دیگه ای بیانش کرد : تا حالا به صدای خودتون گوش دادین؟ من دادم! هر دفه هم سوپرایز میشم. اولا که تا مدت ها با خودم بیگ...
ما را قنوتی هست
-
تاریخ: 1397/3/15 ساعت: 9:34
بسم رب الرفیقیادمه به شوخی گفتم: «خیلی نامردیه ما بریم جهنم! والا! آخه ما که نه اهل فسق و فجوریم( اسلام دست و پامونو بسته! :) ) نه اهل دزدی و مال مردم خوری، نه حتی ریاست و حق الناس و اینجور حرفا.. ما از ساده ترین لذات دنیوی هم بعضا محرومیم!»....اینا رو بذار پای جوونیمون! چه گناهی بالاتر از اینکه از ...
آشفته سریم
-
تاریخ: 1397/3/15 ساعت: 9:34
شخصی در شهر به زهد و تقوا شهرت داشت. روزی مردی کنیز خود را پیش او آورد و گفت: من عازم حج هستم و نمی دانستم کنیز خود که بسیار زیبا نیز هست را به چه کسی بسپارم که نزد شما آمدم؛ و رفت. چند روزی نگذشته بود که بهxa0طور اتفاقی نگاه زاهد به کنیز افتاد و یک دل نه صد دل گرفتار او شد. و شب و روزش را به کنیز ف...
چه کرده ای تو با دلم
-
تاریخ: 1397/3/15 ساعت: 9:34
بسم رب الرفیق#مولانا
آه صاحب درد باشد کارگر
-
تاریخ: 1397/3/15 ساعت: 9:34
بسم رب الرفیق صوفی را گفتند چون است که هر گاه تو سخن میگویی همۀ شنوندگانت همی گریند، و از سخنان واعظ شهر کس آب به چشم نمی آورد؟ گفت: نالۀ زن فرزندمرده چون نالۀ گریه کنندگانِ مزدور نیست! عارف رومی در مثنوی همین معنی را آورده است: گر بود در ماتمی صد نوحه گرxa0 xa0 xa0 آه صاحب درد باشد کارگر پ.نداشتم ب...