آخرش
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 1:17
[unable to retrieve full-text content] برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
انا انا و انت انت
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:14
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
راحت تر از همیشه
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 20:59
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ما که غیر از تو نداریم
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 20:59
[unable to retrieve full-text content] برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
چادرت را بتکان
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 20:59
[unable to retrieve full-text content] برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
مادر، چادرت را بتکان
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 20:59
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
با کریمان
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 20:59
[unable to retrieve full-text content] برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
دستِ تهی
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 20:59
بسم رب الرفیق نزد امیرالمؤمنین علیه السّلام آمد و از ایشان اسبِ قرمزِ خوشرنگی خواست! حضرت هم به او هدیه داد؛ بیچشم داشت و کریمانه.وقتی سوار بر آن اسب شد و رفت، امیرمؤمنان این شعر را خواند:«أُریدُ حیاتَهُ و یُریدُ قَتلی/عذیرَکَ مِن خلیلِکَ مِن مُرادِ.»یعنی: «من برای او حیات و سلامتی را آرزومندم، ا
هذا یوم الجمعه...(32)
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 20:59
بسم رب الرفیقاصبغ بن نباته میگوید: بعد از ضربت خوردن امیرالمؤمنین علیه السلام، با چند تن دیگر به در خانه حضرت رفتیم.صدای گریه و شیون که از خانه بلند شد، ما نیز گریستیم و ناله و فغان سر دادیم. امام حسن علیه السلام بیرون آمدند و فرمودند: پدرم فرموده اند به خانه هایتان برگردید.همه رفتند و من ماندم. ان
دل موضع صبر بود
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 6:56
بسم رب الرفیق چقدر دلم تنگ شده بود که بنویسم "بسم رب الرفیق". دقیقا مثل دلتنگیی که برای خودم پیدا کردم. خودی که دیگه شناس نیست. + "کیف تطرد مسکینا التجا الیک.." _ باحال نیست؟! چقدر پر رویی بعضی جاها خوبه(از جانب خودم میگم). خدا رو میذاری توو رو در با
همسایه ها بخوابید
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 15:42
بسم رب الرفیقراحت تر از همیشه...#مادر
از پریشانی منال
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 16:23
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
این نیز بگذرد
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 16:23
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
کاش که زیر و زبر شود
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 16:23
بسم رب الرفیق رنج فراق هست وامید وصال نیست این هست و نیست کاشکه زیر و زبر شودفاضل نظریپ.ناز همین امیدهای واهی...پ.ن.2حرف های نگفتنیم داره زیاد میشه.
من پریشان تر از آنم
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 16:23
بسم رب الرفیقمیگن فاصله گرفتن از هر چیز، نزدیک شدن به یه چیز دیگه س...پ.نظاهر آراسته ام در هوس وصل ولیمن پریشان تر از آنم که تو می پنداری
مگر همدرد ما
-
تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 18:52
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آسایشی که هست مرا در کنار توست
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 12:38
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
فغان که راز محبت به سینه میخواهم
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 12:38
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
طبیب عشق مسیحادم است و لیک...
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 12:38
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای زیستن دو قلب لازم است
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 12:38
بسم رب الرفیق