بسم رب الرفیق
همیشه بعدِ پشیمونی از قضاوت در نگاه اول، به این فکر میکنم که چقدر پر شدهم از آگاهیهای بیفایده! چیزهایی که میدونم درستاند ولی بهشون عمل نمیکنم.
من فهمیدم که از ظاهر آدما نمیشه قضاوت کرد، من شنیدم که انّ اکرمکم عندالله اتقاکم! به من گفتن که اگر دیدی شخصی شب گناهی ازش سر زد، صبح با این چشم که گناهکاره نگاهش نکن؛ چه بسا توبه کرده باشه و... ولی انگار یه "من" ِ خودبرتربینِ توخالی همیشه به من چسبیده! و حتی جاهایی که حواسمم نیست داره کار خودش رو میکنه!
سرت رو درد نیارم، تسلیم نشدم ولی پیروز هم نه! گاهی سوار اتوبوس که شدم یا تووی باشگاه یا وقتی تووی خیابون قدم میزنم، یاد این "من" میفتم و چراغ "خودکمتربینی" رو روشن میکنم.
با ربط.۱
عیب مجنون مکن ای منکر لیلی که ز دور
حالتی هست که آن بر همه کس ظاهر نیست
وحشی بافقی
با ربط.۲
در زمان مجنون خوبان بودند از لیلی خوبتر، اما محبوب مجنون نبودند!
مجنون را میگفتند که از لیلی خوبترانند، بر تو بیاریم؟
او میگفت: آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم،
و لیلی صورت نیست!
لیلی بهدست من همچون جامیست، من از آن جام شراب مینوشم.
پس من عاشقِ شرابم که ازو مینوشم!
و شما را نظر بر قدحست!
شراب را نمینگرید!
فیهمافیه
مولانا
بیربط.۱
آخیش! خوبی کیبورد گوشی، تایپ نیمفاصلههاست!
برچسب:
نویسنده: باران صادقی